کتاب کلیدر اثر محمود دولت آبادیKelidar
کتاب کلیدر
کتاب کلیدر
0 (0)

0دیدگاه کاربران

در انبار موجود نمی باشد

کتاب کلیدر اثر محمود دولت آبادیKelidar

ناموجود

متاسفانه این کالا در حال حاضر موجود نیست. میتوانید از محصولات مشابه این کالا دیدن نمایید.

0 (0)

0دیدگاه کاربران

۴۰۰,۰۰۰ تومان

ویژگی های محصول
  • نویسنده : محمود دولت‌آبادی
  • موضوع : داستانی

در انبار موجود نمی باشد


محصولات مرتبط

نقد و بررسی اجمالی

رمان «کلیدر» نوشته‌ی محمود دولت‌آبادی، نویسنده‌ی نام‌آشنای معاصر است. این رمان که به صورت دوره‌ی ده‌جلدی تدوین شده، جایگاه ویژه‌ای در ادبیات معاصر ایران دارد.

نقد و بررسی

بسیاری از منتقدان و صاحب‌ نظران حوزه‌ی ادبیات، کتاب کلیدر اثر محمود دولت آبادی را بزرگ‌ ترین و ماندنی‌ ترین رمان در ادبیات فارسی می‌ دانند. کلیدر نام کوه و روستایی در خراسان است و داستان، سرنوشت غم‌انگیز یک خانواده‌ی کرد را که به سبزوار کوچانده شده‌اند و زندگی رعیت‌ ها و قبایل چادرنشین این منطقه را در فاصله‌ی سال‌های ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۷ روایت می‌کند.

با این جمله‌ها وارد جهان کتاب کلیدر اثر محمود دولت آبادی می‌ شویم: «اهل خراسان مردم کرد بسیار دیده‌اند. بسا که این دو قوم با یکدیگر در برخورد بوده‌اند؛ خوشایند و ناخوشایند. اما اینکه چرا چنین چشم‌هاشان به مارال خیره مانده بود، خود هم نمی‌دانستند. مارال، دختر کرد دهنه‌ی اسب سیاهش را به شانه انداخته بود، گردنش را سخت و راست گرفته بود و با گام‌های بلند، خوددار و آرام رو به نظمیه می‌رفت.

گونه‌هایش برافروخته بودند. پولک‌های کهنه‌ی برنجی از کناره‌های چارقدش به روی پیشانی و چهره‌ی گرد و گرگرفته‌اش ریخته بودند و با هر قدم پولک‌ها به‌نرمی دور گونه‌ها و ابروهایش پر می‌زدند… چشم‌هایش به پیش رویش دوخته شده و نگاهش را از فراز سر گذرندگان به پیشاپیش پرواز داده و لب‌های چو قندش را بر هم چفت کرده بود و چنان گام از گام برمی‌داشت که تو پنداری پهلوانی است به سرفرازی از نبرد بازگشته.

هم اسب سیاهش قره‌آت چنان گردن گرفته، سینه پیش داده و غراب سم بر سنگفرش خیابان می‌خواباند، که انگار بر زمین منت می‌گذاشت و به آنچه دورش بود فخر می‌فروخت. درویشی که پرده‌ی شمایل را به دیوار آویخته بود، زبانش از صدا باز ماند.

چه که تماشاگرانش همه چشم از پرده و گوش از صداش واگرفتند، سر به سوی اسب سیاه و دختر گرداندند و گوش فرادادند به درق‌درق باوقار سم اسب بر سنگفرش خیابان، که پرده‌دار نفیر از سینه برکشید و خلق را به خویش فراخواند.»

نمایش کامل نقد و بررسی
قطع

رقعی

تعداد صفحه

2562

نوع جلد

گالینگور

نویسنده

محمود دولت آبادی

مترجم

بدون مترجم

ناشر

فرهنگ معاصر

تعداد جلد

10 جلد در 5 جلد

موضوع

داستان های فارسی قرن 14

مناسب برای

بزرگسالان

دیدگاه خود را در باره این کالا بیان کنید افزودن دیدگاه

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

    هیچ پرسش و پاسخی ثبت نشده است.

پرسش خود را درباره این کالا بیان کنید

ثبت پرسش
انصراف ثبت پرسش

خریداران این محصول، محصولات زیر را هم خریده‌اند